عاشورا فرارسید. سخت ترین و سنگین ترین روز عالم ....
اگر چشم دل باز می شد زمزمه زمین و زمان را می شنیدی که ذکر حسین حسین را می گوید....
سوت ....
کف ....
هلهله ....
یاد بازار شام می افتی که می خواهند دل پولادین زینب (س) را ذره ذره آب کنند.می خواهند دلهای اهل بیت رسول خدا را که داغ امام دارند بسوزانند.به اهلبیت رسول الله می گویند اجنبی ، از دین خارج شده....
اما زینب جز این گفت که "ما رأیت و إلا جمیلاً".
سوت....
کف ....
هلهله....
اما این بار نه در بازار شام،بلکه در تهران خودمان
داغ دلها تازه تر ....
اشکها خونبارتر ....
سبز پوشان بی دین همین ها را تکرار کردند،همین ها را
جالب است تاریخ عیناْ دارد تکرار می شود
اما نه یک تاریخ بلکه چندین
فتنه خوارج،طلحه ها و زبیر ها
بازار شام
۳۰سال پیش هم همین ها تکرار شد
رجوی ها و بنی صدرها
منافقین،خلق آذربایجان،کومله ای ها....
و اکنون هم کروبی ها و موسوی ها
فردا را هم خدا می داند
با علی در بدر بودن شرط نیست
ای برادر نهروان در پیش روست
با این اوصاف انگار خدا می خواهد درس تاریخ را خوب یاد بگیریم
چون اصلاً نمره خوبی را در این درس نگرفته ایم...
هیچ وقت
درس تاریخ ؛ صفر



